یک آتئیستِ خدا پرست

ابد و یک روز∞

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ب.ظ



 حقیقتش من این فیلم را در جشنواره دیدم اما خیل پست هایی که دراین رابطه نوشته شد،باعث شد من هم  وسوسه شوم و بنویسم!

ابتدا برویم سراغ سعید روستایی،جوانی که در "سوره"به ندرت نبودنش را میدیدیم...ماجراجو،خوش فکر و به معنای واقعی کلمه نترس!

جوری که شنیدن روند مستند سازیش کافیست تا شمارا برای کابوسهای شبانه آماده کند.

به نظرم خوش فکر بودن صفت جامعیست که بتوان با آن انتخاب کارکتر هارا توجیه کرد،هرچند که انتخاب پیمان معادی برای آن نقش کمی کج سلیقگی بود!

در باره بازی نوید محمد زاده که واقعا نمیشود سخن گفت،البته نمیدانم چرا همه از ظرافت بازی اش در تعجب بودند!خودِ من که به شخصه بعد از دیدن فیلم"سیزده"نقش یک معتاد شیشه ای از نوید محمد زاده در ذهنم نقش بست و رفت پی کارش!!

برویم سراغ اهداء سیمرغ به پریناز ایزد یار،باید بگویم چون این فیلم تنها فیلمی بود که من در جشنواره دیدم تنها چیزی که برای قانع کردن خودم داشتم که بگویم این بود که خوب،شاید دیگر بازیگران زن سطح رقابت را تا این حد پائین کشیده باشند!

بقیه ی موارد خوب بودند و واقعا حرفی برای گفتن نگذاشته اند،البته باید بگویم این خوب در مقایسه با سینمای ایران است...

*فقط و فقط چیزی که خیلی وقت است میخواهم بگویم که مختص این فیلم هم نیست این است:چرا سینمای ایران و حتی صداو سیما دارد به این سمت پیش میرود که به مردم بفهماند،نگاه کنید!!از شما بد بخت ترهم هست!!از شما گرفتار ترهم هست...بروید داشته هایتان راشکر کنید و انقدر به جان این دولت نپرید!؟بروید و از آسایشی که دارید هرچند کم شرمنده باشید چرا که درهمسایگی شما حتما کسی هست که سر سوزنی از آرامش شما کمتر داشته باشد!

خودِ من اواسط دیدن این فیلم از اینکه مدتی سمپادی بودم و به این معقوله افتخار میکردم شرمنده شدم!بعد هی شرایط آن وقتهایم را با شرایط پسرک داخل داستان مقایسه میکردم و از داشته هایم احساس ندامت میکردم. : /

به نظرم این سیاست خیلی میتواند خطرناک باشد؛امیدوارم حداقل فیلم سازان جوان متوجه این خطر بشوند.

  • یاسی ...

نظرات  (۱۱)

سلام....میدانید...این فیلم برای من یک فیلم عادی بود...و دقیقا بحث سرکارخانم ایزدیار هم توی ذهن بنده امد...و دقیقا سرتاسر فیلم چشم دوخته بودم ب صورتش ک چیز خارق العاده ای ببینم....خخخ....
ولی چرا از دیدنش خوشم امد...؟؟؟
فیلم های سال گذشته جشنواره را دیده اید؟
دوران عاشقی؟
جانه دران؟
عصر یخبندان...؟

بیشتر این فیلم ها پربود از موارد غیر اخلاقی...حقیقت اش ب خاطر این ک حداقل این فیلم خالی از این موارد بود...پسندیدمش...این ک خسته ات نکند از دو ساعت روی صندلی نشستن....ک نگذارد ب ساعتت نگاه کنی...
ک با خانواده,مادر و پدرت ببینی اش....
من بازی اقای محمدزاده را قبلا ندیده بودم....ولی اینجا ک شاهکار بودند...
نمیدانم.....مگر اشکالی دارد ک بهمان یاداور شوند ک بیچاره تر از ماهم هست؟
حقیقت اش فیلم قبلی ای ک دیدم ایستاده در غبار بود...و دلخور شدم ک چرا بجای یک فیلم مستند پخش میکنند...ن ک قشنگ نباشد...زیبا بود...ولی مستند بود...و خب...درمقایسه با ان...ابدویک روز در ذهنم برنده شد....
وقتتان را گرفتم....
شاد باشید...و پیروز....و موفق...
یا حق ..
پاسخ:
درود...بله دیده ام چندتایشان را و به همین دلیل سراسر این فیلم استرس داشتم یک وقت یک چیری پرانده شود و ...هرچند ته دلم به آقای روستایی گرم بود!
اشکال دارد...نمیخواهم خیلی بحثش را باز کنم اما همینقدر که مردم را قانع کنند به شرایطی که دارند،یعنی یک نفس راحت برای دولت مردان!یعنی اینکه خوب مردم که سرشان را کردند در لاکشان و به دودوتا چهارتای زندگیشان سرگرم اند،حالا بیاییم خودمان تا جا داریم بخوریم
یعنی خیلی چیزها...!
ممنونم,به همچنین😊بدرود!

راستش من یجور دیگه به این قضیه نگاه میکنم
اکثر فیلم هایی که ساخته میشه..
براساس واقعیت های همون جامعه  ساخته میشه
یکی از اهداف هرفیلمساز یا نویسنده ی یک فیلمنامه
نشون دادن ،کمبودها ،کاستی ها ،زیبایی ها ،زشتی ها
سیاه وسفید جامعه س...
حالا اینکه سیاهِ یک جامعه بیش از نقاط روشن وسفید
تو اون جامعه س ،مقصرش فیلمساز یا نویسنده نیس
اتفاقا بنظرم اگه بخوایم اینجوری به این قضیه نگاه کنیم
که سیاست دولت داره جریان فیلمسازی رو کنترل میکنه
سیاه نشون دادن جامعه وزندگی مردم نتنها به سود
دولت نیس..بلکه به ضررش هم هس
همونطور که میدونیم خیلی از فیلم ها باموضوعات
اجتماعی بوده که سعی درنشون دادن نقاط تاریک جامعه
داشته ..و به سختی مجوز اکران گرفته!!
یجورایی اگه تو یه فیلم همه چیز گل وبلبل باشه
سود ومنفعت بیشتری برای دولت خواهد داشت...
راستش بنظرم کسی با دیدن بدبختی های مردم یک جامعه
تو یک فیلم نباید این حس رو پیدا کنه که خب خداروشکر
که من اندازه بقیه بدبخت نیستم!!و بعد نتیجش این بشه که
قانع بشن به شرایط زندگی خودشون و هیچ اعتراضی
نداشته باشن...
اتفاقا بنظرم برعکس هس..
اگه حلِ دردمندی یک فرد تو یک جامعه برای همه ی آدمهای اون جامعه ،دغدغه محسوب بشه
هرگز با آگاه شدن از ضعف ها و دردها ورنج های مردم
جامعه شون ،سکوت نمیکنن
بلکه سعی میکنن به حل اون درد کمک کنن..
حتی اگه اون درد ،درد خودشون نباشه..
وفیلمساز یک فیلم هم دقیقا بعنوان یک فرد از افرادی
که تو این جامعه زندگی میکنه وروزانه بامردم درارتباط هست
و نقاط ضعف وقوت زندگی مردم جامعشون رو زیر ذره بین
می برند ..درنهایت باساخت یک فیلم درباره اون نقطه ی
تاریک..اون رنج ،زخم..کمی وکاستی ،یجورایی
دارن سعی میکنن به حل اون درد ،درحد توان ومسئولیت
خودشون وشغلشون ،کمک کنن...
البته اینا از زاویه ی دید من به این موضوع بود
مسلما نظر افراد راجع به یک مساله باهم متفاوته...


پاسخ:
اوهوم...
اینکه فیلم ها بازتاب واقعیت های یک جامعه اند قبول،اینکه وقتی تعداد فیلمهای سیاه از فیلمهای سفید بیشتراست به دلیل وجود همین الگو در دل جامعه هست هم قبول!اینها چیزی جز حقیقت نیست.
بحث من این است،این نقاط سیاه را جوری نشان ندهیم که ببینده خدایش را شکر کند که جای کارکتر های فیلم نیست...
البته درست نیست بحث اکران نشدن برخی فیلمها و یا سخت اکران شدنشان را به موضوع سیاه نمایی نسبت دهیم،موضوع پیچیده تر از این حرف هاست!!
اتفاقا مردم چیزی را که میبینند باور میکنند،فیلم های گل و بلبل یعنی زیاد تر شدن تقاضا یعنی بالا رفتن توقع،یعنی فهمیدن امکان داشتن زندگی بهتری از زندگی فعلیشان،یعنی جنبش،هیاهو،اعتراض...و در نهایت دردسر دولت و دولت مردان!
اینکه نباید اینطور باشد،اینکه همه ی مردم باید درحد توانشان از دردهای این قشر کم کند قبول،اینکه مردم نباید سکوت کنند هم درست!این حرفها هم چیزی جز حقیقت نیست!اما همیشه چیزی که باید باشد برابر باچیزی که هست نیست...
در دل مردم که قرار بگیرید متوجه میشوید مردم آنقدر از زمین و آسمان خورده اند که دودستی زندگی خودشان را بچسبند،که فقط حواسشان به این باشدکه خود و خانواده اشان شب را گرسنه نخوابند!
تلخ است و جای تاسف دارد،اما باید بگویم از آن مردم انسان دوست و از خودگذشته هرچه بیشار میگذرد چیزی نمیماند!
من هنوز این فیلم رو ندیدم و البته سعی میکنم با اینکه خیلی به سینما علاقه دارم به همون دلیلی که گفتین که اصرار دارن بفهمونن از ما بدبختتر هم هستند فیلمهای مملکت خودمون رو نبینم .. البته نه اینکه اصلا نباشه ها ولی در کل منظورم یود... 
یادم میاد یه بار تابستون پارسال بود و کل مملکت مشکل شدید بی آبی داشتیم ( طبق معمول هر سال البته ) و من یه بار توی محل کارم گفتم کاش خدا کمی بارون میفرستاد ... یه بنده خدایی گفت شما از کجا میدونی ؟ شاید یه خانواده هستن که سقف خونه شون الان چیکه میکنه و با بارون چار مشکل میشن !!! یعنی کل آسیا و ... تو قخطی بودند و ایشون یه همچین دلیلی داشتند .. شاید اون بنده خدا هم از دیدن همین فیلمایی که گفتین خیلی لذت ببرن ...
پاسخ:
چه خوب که اهل سینما هستید : )این چیزی که در گوشمان فرو کرده اند به عنوان مصلحت خداوند نه تنها این نسل جدید را آرام نمیکند بلکه علاوه بر آن مانع پیشرفت میشود!همیشه همینطور است قانع بودن یعنی نبودِ احساس نیاز و خوب وقتی نیاز مادر اختراع باشد یعنی نبودِ ترقی!
حتما به اون بنده ی خدا توصیه کنین این فیلم رو ببینند! ; )
حالا مشکل اینجاس نمیدونم چطور خودمو قانع کنم این فیلم یا مشابه هاى دیگشو ببینم ...
پاسخ:
خوب میتونید برید و ببینید همونجا و آناً ازش لذت ببرید اما به خودتون قول بدید بعد که ازسینما خارج شدید راجع بهش فکر نکنید...
  • کلنگ همساده پسر
  • به قول دکتر مشما زاده این ها یک مشت مقوا است آقا، کارتون! جدا از شوخی انگاری سینمای ایران غیر از این سبک ریالیسم دیگر در هیچ سبکی نمی تواند موفق باشد. بیشتر کار هم به خاطر ضعف فیلمنامه ها و جلوه های ویژه است. خیلی در این دو زمینه نسبت به سایر کشورهای مطرح وضعیت خوبی نداریم.
    پاسخ:
    من با سبک های دیگر کاری ندارم اصلا..ِمشکلم همین تفکریست که پشت سبک رئال خوابیده!
    فیلم طعم شیرین خیال درسبک سورئال را دیدید!؟فاجعه است...آنقدر جلوه های ویژه اش مزخرف است که فیلم را تبدیل به یک کمدی کرده!!
    دفعه قبل خوندم ندونستم چی نظری باید بدم...
    فقط همین که تو طول جشنواره دیدم دارن جوایز رو درو میکنن 
    آشناییم هم از شیرین سریال شهرزاد بود اطلاع رسانیش 
    میگن فیلم خوبیه :)
    پاسخ:
    : )بله،خوبه.
    بازی سیاسته! هر فیلمی که به نفعشون باشه میره رو پرده! :)
    پاسخ:
    شاید... : )
    سلام ... شما خیلی لطف دارین ... ممنون از درک و کمکتون ... ولی خوب ... تعارف شیرینی بود ... مرسی :)
    پاسخ:
    من اهل تعارف نیستم...جدی گفتم ;)
    خواهش میکنم،همین لبخند هم جای شکر داره!
    سپاس. میبینمش.
    پاسخ:
    : )
    چقدر در موردش حرف میزنن
    فکر کنم بازم باید قولم رو بشکنم :)
    پاسخ:
    قول داده بودید سینما نرید!؟؟
    من هیچ تشویقی بابت شکستن قولتون نمیکنم،مسؤلیتش زیاده :))
    استعداد ها درون همه ی آدما هست و این که ازش استفاده کنن مهمه.
    سمپاد و نمونه بودن شما و من به استفاده خودمون برمیگرده.
     "عطیه روحانی در وجود همه ی آدمها هست و البته بعضی ها با عطیه ی ویژه ای زاییده میشوند.و بسیاری هم برای عطیه شان میجنگد" از کتاب بریدا-پائولو کوئیلو.

    وای به جامعه ای که جلوی پیشرفت و رشد و تلاش برای داشتن هایی بهترشون گرفته بشه چون عده ای هستند که پایینتر یا به عبارتی کسایی هستند که خودشونو در اتاق تاریکشون پنهان کردن و تلاشی برای بلند شدن و باز کردن در و دیدن نور نمیکنن! که اینکارو بکنن خیلی چیزا براشون روشن میشه حتی موقعیتی که توش هستن!
    اوایل کتاب کوه پنجم این مفهموم اتاق تاریک تنهایی رو به شیوه ی جالبی توی متن توضیح داده،فقط یکم نیاز به فکر داره...
    پاسخ:
    این حجم از شخص گرایی شاید برای من پسندیده باشد اما نمیتوانم در برابر تاثیر محیط و شرایط سکوت کنم...
    این محیط است که بعضی را جنگجو بار میاورد بعضی را جستجو گر و برخی را به سکون وامیدارد!!
    وای به این جامعه...
    به نظرم کوئیلو خلاصه ی همه ی کتابهایش را در کیمیاگر قرار داد و خلاص...
    از والکیری ها تا کوه پنجم!!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">