یک آتئیستِ خدا پرست

شلم شوربا...

سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ

صرفا جهتِ چرت نویس...

1:عید مبعث بود به گمونم که توی متروی ولیعصر یه عده روحانی نشسته بودن،یه فرم جلوشون بود و به هرکسی که اون فرمهارو پر میکرد یه گل میدادن...خیلی برام جالب شده بود که بدونم قضیه از چه قراره...که یه آقایی اومد و از من هم خواست که برم اون فرم رو امضا کنم،بالای فرم نوشته بود من تمام کسانی که با حرفی یا عملی دلم را شکسته اند میبخشم...هر چقدر فکر کردم کسی توی ذهنم نبود که بخوام ببخشمش،نه که تا حالا دلم نشکسته باشه ولی خوب واقعا یادم نمیمونه...بعد یک دفعه یادِ خودم افتادم،تصمیم گرفتم خودمو ببخشم!پس یه امضا دادم و یه گل تحویل گرفتم!

2:یکشنبه که توی نمایشگاه بودم از بلندگوهای نمایشگاه صدای دوتا مجری میومد که داشتن لحظه به لحظه نتایج فوتبال رو اعلام میکردن...

واقعا مضحک بود!تصور کنید شما توی غرفه اید. و یک کتاب رو دستتون گرفتید تا پیشگفتارش رو مطالعه کنید بعد یکدفعه مجری اعلام کنه پرسپولیس گل دومو زد و نمایشگاه از صدای جیغ و داد بره رو هوا!!کی میخوایم بفهمیم هرچیزی یه جایی داره!؟

3:همین الان دوستم پیام داده و میگه:نمیدونی وقتی یه گیاهخوار دعوتت میکنه جگرکی چه کیفی میده!؟میشه یه دفعه ی دیگه هم دعوت کنی؟!بیچاره نمیدونه جگرکی بهانه بود آستانه تحملم رو ببرم بالا : \

4: پیامش باعث شد یادِ یه چیز دیگه هم بیافتم،شما راه حلی برای گیاه خواری که از خوردن لبنیات منع شده و قرص های کلسیم هم با معده اش بد قلقی میکنن ندارید!؟

حدودا یک ماهِ که به خاطر فقر کلسیم هرچند قدمی که راه میرم عضله ی پام میگیره و مثل فلامینگو روی یه پام می ایستم :))

5:راستی چندروزی مسافرت بودم،اونم کاملا یهویی و بدون برنامه ریزی...فاصله ی لحظه ای که تصمیم گرفتیم بریم تا زمان حرکت دوساعت شد : |

البته همچین مسافرتی برای کسی مثل من که بیماریِ برنامه ریزی داره و از یه هفته قبل برای کارهاش برنامه داره یکمی شکنجه است...اما باید اعتراف کنم که حداقل یه بار امتحان کردنش می ارزه! چون لحظه به لحظه اش هیجانه و شما نمیدونید چند ساعتِ بعد کجایید. و شب رو قرارِ کجا سر کنید و یا اینکه قراره چه غذایی بخورید و همین یعنی فاصه گرفتن از زندگیِ روتین و کمی تنوع!

6:انصاف نیست که من چهار سالِ  اصفهان رو ندیدم.

(یدفعه یادش افتادم خوب :/ )

7:در ضمن یه معذرت خواهی بابت نظر نگذاشتنم برای دوستان،میخونمتون اما نظر دادنم نمیاد واقعا...

  • یاسی ...

نظرات  (۱۰)

  • احسان خواجه مرادی
  • 7. خواهش میکنم ما دیگه عادت کردیم  : دی
    پاسخ:
    بین هفت مورد حتما باید روی همون هفتمی مانور میدادید ؟ :))
    من شرمندم واقعا!
    1. چه کار زیبایی :) من یادم میمونه اما سعی میکنم تقریبا همه رو ببخشم.
    2. واقعا من دیگه حرفی ندارم :| مضحکه!
    3. چرا گیاه خوارید آخه؟ :/
    4. نه متاسفانه نمیدونم. ان شاء الله زودی پاتونم خوب شه :)
    5. به نظرم کیف مسافرت به همین یهویی ها و کجا بخوابم و چی بخورم و ایناست :)
    6. :)
    7. واسه ما که نظر میدید. اما خب نظر گذاشتن زورکی نمیشه. باید حرفت بیاد :)
    پاسخ:
    1:بله زیبا بود واقعا کاش تکرار بشه!
    2: : |
    3:نمیدونم،تا حالا نپرسیده بودم از خودم :))
    4:خیلی مرسی ; )
    5:آره...ولی من اولین تجربه ی مسافرتِ یهوییم بود!
    6:من دارم غصه میخورم به جای لبخند دلداری بدید لطفا :))
    7:به عمرم هیچ کاری رو بزور انجام ندادم،پس اگه نظری هم دادم یعنی نظرِ خودش اومده و من فقط واسطه بودم ;)

    0 :خخخ عالی بود لینک دادن و تناسب عکسا و متن ها :)))

    1: من چرا نمیتونم خودمو ببخشم.... یعنی فک کنم چون حسابم با خودم صاف نیس هنوز نمیتونم ببخشم :/

    2: اینو واقعا قبول دارم که خو هر جو و مکانی و فضایی جای خودش رو داره....
    و تعحب از اینکه همونایی که با ادعای فرهنگ و کتاب و.... آومدن نمایشگاه و افاده و بوی فرهیختگی نماییشون تا چندین ایستگاه اونور تر هم قطع نمیشه همچین عملی رو انجام میدن...

    3: من خیلی جیگر دوس ندارم :/// به زور شاید چنتا بخورم اونم فقط برا خاطر خاصیتش... 
    4: یعنی خوشم میاد همه راه هارو جوری بستی که طفلی لبنه نمیدونه چجوری تحریم هارو دور بزنه... شیر خشک هم نمیشه ؟ :))))
    5: هی میگم چند روزیه چرا نیستش بگو پس رفتن صفا سیتی :)) حسابی خوش گذشته پس :)))
    6: این انصاف نیس که من تا حالا نرفتم :/
    7: معذرت نمیخواد که همه به صورت رندم از این دوره ها داریم... من خودم چند روزه الان حس تعاملات وبلاگیم اومده :))
    8: :)
    پاسخ:
    0:میدونم،میدونم :))
    1:منم فکر کنم جو گیر شدم خودمو بخشیدم و الا هنوزم دوستدارم خودمو خفه کنم!
    2:هعی گـــــاد!!
    3:از مضراتش خبر داشته باشید قیدِ خاصیتش هم میزنید!
    4:تحریم :)))شیر خشک :)))خیلی خوب وای  خیلی:)))))
    5:بلی،دوستان به جای شما :))
    6:اوه،این دیگه عینِ ستمِ!!
    7: اِ میگما پس شما احساس تعاملِ وبلاگی منو برداشتید!زود پسش بدید :/
    8:  هنوز دارم به قسمت4میخندم لبخندم نمیاد:))
    خوبه که از هیشکی دلخور نیستی ها ..
    من عاشق مسافرتهای یهویی هستم ...
    پاسخ:
    دلخورهم باشم یادم نیست،اصلا هن خوب نیست :/
    بارها شده به یه نفر گفتم مثلا فلان کارت من رو خیلی ناراحت کرد بعد فردا دیدمش کلی گرم باهاش سلام و احوال پرسی کردم بعد که تعجبش رو دیدم متوجه قضیه میشم!
    فکر کنم خیلی روی این مسئله ی فراموش کردن خاطرات منفی مانور دادم : |
    مسافرتهای یهویی هم عاشق شما اند! :))
  • ماهی سیاه کوچولو
  • 1. چه خوب که دل کسی رو نشکستین. من میتونم یه مقاله در این باره بنویسم
    2. مدل ایرانیه دیگه. مثلا همین نمایشگاه، به قول دوستی نمایشگاه نیست اصلا فروشگاست
    3. فواید گیاهخواری، مضرات گوشت خواری
    4. راه حل نه متاسفانه
    5. چه سفر هیجان انگیزی از عکسم معلومه خیلی خوب بوده جاش :)
    6. اصفهانی هستین اصالتا؟!
    من اوممممم ده سالی میشه ندیدم :)
    7. معذرت خواهی نمیخواد اصلا و ابدا :)
    پاسخ:
    1:اشتباه متوجه شدید فکر کنم،نوشته بودم یادم نمیاد که کسی دلم رو شکسته باشه:)
    2:ما به همین فروشگاهش هم راضی هستیم،فقط باید دعا کنیم به استادیوم تبدیلش نکنن :|
    3:اینو توضیح بدم الان؟...متوجه نشدم :/
    4:ممنون!
    5:اوهوم،خیلی :)
    6:نه متاسفانه!
    7:خوب خداروشکر!

    ۱_ وااااااااااااای خوش ب حالتون...من ک تو اتوبوس فقط پیرزن های اخمو میبینم ک منتظر هستن از روی صندلی پاشم...ولی نمیدونن اگه صندلیمو بدم دقیقا یک ساعت تمام باید توی اتوبوس یک لنگه پا بایستم:-\
    ۲_ خخخ...جالب بود...ولی...خب حق دارن...وقتی میگید تعداد زیادی با صدای گزارشگر ب هیجان اومدن... ب نظر جلب توجه این تعداد ادم میچربه به یکسری دیگه که علاقه ای ندارن:-P
    ۳_ خب مسلما من برام فرقی نمیکنه گوشت بخورم یا نه....ولی برام فوق العاده جالب بود...الان دارم ب این فکر میکنم ک اگر گیاه خار بودم باید ناهار نون پنیر میخوردم...غذاهای دانشگاه ما پراز گوشت یک حیوان مجهوا الهویه اس;-)
    ۴_ قارچ...و حبوبات...فکر میکنم پراز کلسیم باشن...سویا چی؟؟؟
    ۵_ برای من ک عذاب کامله اینجور مسافرت ها....تا چند ساعت اول رو هم مسافرت رو کوفت ب عزیزان همراه میکنم...;-)
    ۶_ منم ندیدم....ب نظرم خیلی مهم نیس;-)...البته شرایطش فراهم شه بیاین ک عالیه....مخصوصا الان ک اب رودخونه بازه;-)
    ۷_ :-*
    پاسخ:
    1:ماهم تو مترو پرس میشیم باور کنید،شما حداقل یه صندلی گیرتون میاد :))
    2: این هم نظریه به هر حال ; )
    3:چرا نون و پنیر!؟کلی غذاهای متنوع دیگه هم هست!
    اوه اوه پس آشپزخونه دانشگاهتون یه کشتارگاهه برای خودش : /
    4:اون دوتا اولیه که منبعِ پروتئین هستن!سویارو نمیدونم...
    5:سخت هست اما جذابه واقعا! بمیرم برای همسفراتون:))
    6:چطور ندیدید!؟شما که اصفهانید...
    نه مهمه،اونم خیلی : (
    7: [آیکونِ یاسی با لپ های گل انداخته : ) ]
  • ماهی سیاه کوچولو
  • آها آره ببخشین :)
    نه توضبح نه. یه کتابی بود مال هدایت. فواید گیاهخواری. بعد من اونو که خوندم همیشه به نظرم اومد که عنوان کتابش باید مضرات گوشت خواری می بود. همین :/

    پاسخ:
    اِ...آره الان یادم اومد:)
    زندگی گیاه خوری هم عالمی داره ها
    یه زمانی تو جوِش بودم گیاه خوار شم
    ولی حسم زود خوابید و ...

    بگذریم...
    هر جا هستی سرت سلامت :)
    پاسخ:
    اوهوم...
    من از این تفکراتِ روشن فکری ندارم فقط حالم بهم میخوره از گوشت!
    سپاس : )
    - بادام درختی ، منبع خوبی برای کلسیمه ، بهترین روش خوردنش هم تهیه شیر بادامه که یعنی تو آب خیسش میکنید پعد پوستش رو جدا میکنید ( دلبخواهی) بعد توی مخلوط کن تا جایی که میشه میکسش میکنین تا یه مایع سفید یکدست بدست بیاد ، بعدم به همراه عسل یا اگر تو گیاهخواریتون عسل نیس ، به همراه شیره انگور یا همون خالی روزی یه لیوان میل میکنید . 
    اگه حال این کارها رو هم نداشتید روزی ١٤ تا بادوم درختی رو ٧ تا صبح ٧ تا عصر میل کنید البته بسیار خوب بجوید بعد قورت بدید ( ٣٥ بار جویدن) ، بادوم ایرانی خیلی خوشمزه تر و با خاصیت تر از بادومهای خارجیه
    - لوبیای سویا هم منبع کلسیمه ، میتونید بو داده اش رو بعنوان اسنک و میان وعده بخورید.
    - گل کلم هم کلسیم بالایی داره ، بهتره نیم پز و در شب خورده بشه که کلسیمش جذب بشه 
    - اگه پاتون میگیره ممکنه از کمبود منگنز و یا منیزیوم هم باشه .. نمیدونم چک کردید یا نه
    - در نهایت فکر میکنم یه متخصص تغذیه رژیم گیاهخواریتون رو برنامه ریزی کنه خیلی بهتر و safe تر باشه 
    روده درازی کردم ، ببخشید

    پاسخ:
    همون روزی که این کانت رو گذاشتید اومدم و مطالعه کردم...
    سویا و بادام رو وارد برنامه ی غذائیم کردم و هیلی نتیجه گرفتم!
    آزمایش کمبود کلسیم رو نشون داده بود،برای همین هم دکترم قرص کلسیم تجویز کرد که خوب،معده ی من جنبه نداره!
    خیلی متشکرم که وقت گذاشتید...واقعا لطف کردید!
    من که کلا اصفهان رو ندیدم
    تجربه جالبی باید باشه .گل گرفتن. حس تقتققلید رو دارم
    گل دادن ... اینجا اخه کلیساها از این حرکات می زنن
    شما گیاه خوار کامل هستید
    اخه دو نوعه نوع اولش ماهی و شیر و میگو میخورن
    ولی نوع دومش ماهی و میگو و هرچیزی از حیوانات باشه حتی شیر نمیخورن
    ترجمه فارسی نداره جفتشمم میگن گیاه خوار
    .ولی خوبه ....
    پاسخ:
    خوب ندیدینش که الان راحتید...یه دفعه رویت بشه دوریش سخته!!
    اوهوم...اما تقلیدِ قشنگی بود!
    از لبنیات استفاده میکنم و همینطور گاهی غذاهای دریایی...
    اما چند وقته که از خوردن لبنیات هم منع شدم!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">